مهدی اقراریان گفت: اگر بخواهم به شورای آینده یک توصیه داشته باشم، این است که خواهش میکنم شهرداری را انتخاب کنید که نخواهد رئیسجمهور شود. اتفاقی که برای ما افتاد، ما شهرداری را انتخاب کردیم که این شهردار احساس میکرد میتواند برود و رئیسجمهور شود و در انتخابات شرکت کرد.

به گزارش بچه های خاکریز، مهدی اقراریان، عضو شورای شهر و رئیس کمیته حقوقی شورای اسلامی شهر تهران در بخشی از گفتوگوی خود در «کافه خبر» بچه های خاکریز، به بیان نکاتی درباره مطرح بودن شائبه انتخاباتی برای طرح تورم صفر، حضور زاکانی در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری و … پرداخت. در ادامه بخشی از این گفت و گو را می خوانید؛ * شما به بحث تبلیغاتی بودن و شائبه انتخاباتی بودن طرح تورم صفر اشاره کردید. یکی از مواردی که باعث تقویت این شائبه شده، جنس این طرحها و شباهت آنها با وعدههای انتخاباتی آقای زاکانی است؛ از جمله توزیع گوشت درِ خانهها، ارائه ۶ گرم طلا به خانوادهها و طرح یارانه طلایی. اگر به خاطر داشته باشید، ایشان در همان زمان انتخابات نیز طرحی مشابه برای ثابت ماندن قیمت کالاهای اساسی مطرح کرده بودند. آیا شورای شهر برای نظارت بر عملکرد شهرداری در این زمینه برنامهای دارد؟ همچنین لابی آقای زاکانی در شورا تا چه اندازه قوی است؟ من اخیراً درباره موضوع شهردارانی که میخواهند رئیسجمهور شوند مصاحبهای انجام دادم. البته بعد از این مصاحبه، در فضای مجازی، اکانتهایی که به آنها «فیکنیوز» گفته میشود، در واکنش به نقدی که من به عنوان معلم و استاد دانشگاه مطرح کرده بودم، به فحاشی و هتاکی پرداختند. این نقد را در اینجا و در حضور شما دوباره تکرار میکنم، زیرا به نوعی پاسخ سؤال شما نیز هست. البته در همان مصاحبه هم گفتم که ما امروز با اکانتهایی در فضای مجازی مواجه هستیم که تصویر شهدا یا رهبر شهید انقلاب را منتشر میکنند و از عبارات مذهبی استفاده میکنند، اما در عین حال رکیکترین الفاظ را به افراد نسبت میدهند و به آنها تهمت میزنند. این مسئله از چند حالت بیشتر خارج نیست. یا این اکانتها، به احتمال بسیار زیاد، اکانتهایی هستند که ریشه در آلبانی، سازمان منافقین و رده ۸۲۰۰ موساد دارند و اساساً مأموریتشان ایجاد دعوا و اختلاف است. من یک نکته کلی دارم. ممکن است شما منتقد من باشید و اشکالی هم ندارد. نقد و نظر خود را بسیار محترمانه و مؤدبانه مطرح کنید؛ من هم وظیفه دارم به آن نقد، بسیار محترمانه و مؤدبانه پاسخ بدهم. اساساً فضای رسانه، فضای گفتوگو است. اما وقتی میبینید اقلیتی پرسروصدا وارد این فضا میشوند و به فحاشی و هتاکی میپردازند، این شیوه مناسبی نیست. جالب اینکه برخی از این افراد در بیوهای اکانتهای خود، خودشان را انقلابی معرفی میکنند. من یک نقدی دارم و آن را دوباره همینجا مطرح میکنم. احتمالاً دوباره عدهای به من حمله خواهند کرد. من معتقدم آن جوان دانشجوی ما، آن عزیز دهههشتادی و نسل Z، وقتی چنین صحنههایی را میبیند، نسبت به انقلاب اسلامی و مسئولان کشور بدبین میشود. چرا بدبین میشود؟ چون گروهی وجود دارند که پرچمهایی را بلند میکنند و ادعا دارند که ما جریان انقلاب هستیم. مفهوم «حکمرانی نمایشی» را وارد ادبیات سیاسی ایران کردم به این مسئله باید توجه کرد. واقعاً ای کاش رسانهای مثل شما بیشتر به این موضوع بپردازد. انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ متعلق به چه کسی است؟ آیا متعلق به یک گروه یا جناح خاص است یا متعلق به همه اقشار جامعه؟ شما راهپیماییها را ببینید؛ همه مدل آدم را در آن میبینید. جمهوری اسلامی با ۹۷ درصد آرا روی کار میآید و قانون اساسی جمهوری اسلامی تصویب میشود. چه میشود که هرچه جلوتر میآییم، بخشی از سرمایه اجتماعی خود را از دست میدهیم؟ این چالش بسیار جدی است و به نظر من، به این مسئله برمیگردد که برخی خودشان را تافته جدابافته از مردم میدانند و میگویند: «ما، ما انقلاب اسلامی، ما انقلابی»؛ در حالی که من باور دارم در روزهای نخست در میدانها شاهد انسجام ملی بودیم. اما کمکم بعضی از شعارها، حرفها، رفتارها، سخنرانیها و مداحیها و متأسفانه حرفهایی که زده شد، باعث شد بخشی از مردم بهتدریج دلسرد شوند. نه اینکه از کشور دلسرد شده باشند؛ من باورم این است که اگر در هر لحظه دشمن بخواهد کوچکترین، چشمچپی به سرزمین ما داشته باشد، حتی همان جوان یا خانمی که ممکن است پوشش و لباسش، متفاوت با بنده و شما باشد، در میدان حضور پیدا میکند. ما باید به این موضوع توجه کنیم. من گفتم که ما امروز در حوزه حکمرانی در کشور با یک مسئله مواجه هستیم. یک مفهوم «حکمرانی نمایشی» را وارد ادبیات سیاسی ایران کردم که شاید پیش از آنکه من این مفهوم را به کار ببرم، استفاده نشده بود. کسانی که اهل تحقیق هستند، میتوانند بررسی کنند که مفهوم «پرفورمنس» در ادبیات حوزه حکمرانی، پیش از این درباره چه کسانی مطرح شده و چه کتابها و مقالاتی در فضای بینالمللی درباره آن نوشته شده است. من در فضای معلمی خودم، زمانی که تحقیق میکردم، متوجه شدم که مسئلهای به نام «حکمرانی نمایشی» وجود دارد. بررسی کردم و دیدم اتفاقاً بسیاری از کارهایی که ما امروز در کشور انجام میدهیم، متأثر از همین مفهوم حکمرانی نمایشی است. در یک جلسه شورا و در یک مقطعی گفتم: «حکمرانی نمایشی این ویژگیها و این شاخصها را دارد.» در فضای توییتر(X)، این موضوع را توضیح دادم تا شبههای ایجاد نشود که وقتی درباره حکمرانی نمایشی صحبت میکنیم، فقط منظورم آقای دکتر زاکانی نبست بلکه مجموعهای از اقدامات را در کشور مطرح میکنم. آنچه در این زمینه مطرح کردم، این بود که از یک مقطع در شهرداری تهران، که تقریباً از دوره آقای کرباسچی آغاز میشود، شاهد هستیم که شهرداری تهران به محلی برای توجه گروههای سیاسی تبدیل میشود تا از آن به عنوان سکویی برای رسیدن به قدرت بالاتر استفاده کنند. این روند عملاً در دوره آقای احمدینژاد نیز ادامه پیدا میکند و در دورههای بعد هم استمرار مییابد و تا به امروز نیز وجود دارد. من آنجا نکتهای را مطرح کردم و گفتم این مسئله فقط مربوط به شهرداری تهران نیست. فرض کنید فرمانداری در یک شهر؛ وقتی فرماندار وارد یک شهر میشود، یکسری اقدامات انجام میدهد تا بتواند از همان شهر و شهرستان به مجلس راه پیدا کند. من این مسئله را به عنوان یک آفت در حوزه حکمرانی مطرح کردم؛ چراکه در این دوره، این اتفاق برای ما رخ داد… به زاکانی گفتم هواپیما را روی اتوپایلوت گذاشتید و سراغ انتخابات رفتید * منظورتان همان مفهوم پوپولیسیم است. بله، این در ادبیات مفهوم پوپولیسم نیز استفاده میشود، اما در حوزه سیاستگذاری عمومی و در حوزه Public Policy، ما به آن «حکمرانی نمایشی» میگوییم. * آیا اقدامات آقای زاکانی در مفهوم حکمرانی نمایشی تعریف میشود؟ نکته دیگری را میخواستم اشاره کنم و توضیح دادم که این مسئله یک آفت است، چون سؤال شما این بود که آیا این بحث ریاستجمهوری و تبلیغات در این موضوع مطرح است؛ من پیشنهاد دادم که نباید اجازه بدهیم کسی که شهردار تهران است، این امکان را داشته باشد که در زمانی که شهردار تهران است، در انتخابات ریاستجمهوری شرکت کند. * اما ایشان در انتخابات ۱۴۰۳ حضور پیدا کردند. بله، در انتخابات ۱۴۰۳ شرکت کردند و من جزو مخالفان حضور آقای دکتر زاکانی در انتخابات ریاستجمهوری بودم. در جلسهای که برگزار شد، به خود ایشان و به معاونان ایشان نیز گفتم که اعضای شورا به شما رأی داده بودند که شما شهردار خوبی برای تهران باشید. حالا فارغ از اینکه شهردار خوبی بودید یا نبودید، اینکه شما در میانه راه شهرداری تهران را رها کردید و، به قول معروف، هواپیما را روی اتوپایلوت گذاشتید و سراغ انتخابات رفتید، به نظر من روش درستی نبود. من این را یک عارضه در حوزه حکمرانی نمایشی میدانم. در این میان، برخی از شهرداران بزرگ، از جمله ژاک شیراک و زهران ممدانی شهردار نیویورک، مطرح هستند. اما میخواهم بگویم آیا ما همه الگوها و روشهایمان را متناسب با همان الگوها و روشهایی که غربیها دارند، انتخاب میکنیم؟ ما در حوزه الگوبرداری از غرب، بخشهایی را برمیداریم، اما به بخشهای دیگر آن توجه نمیکنیم؛ یک بخش را میبینیم و به بخشهای دیگر توجه نمیکنیم. به اعضای شورای آینده توصیه میکنم که شهرداری را انتخاب کنید که نخواهد رئیسجمهور شود من گفتم این خطر وجود دارد که وقتی شهرداری و شهردار تهران این جایگاه را به محلی برای رقابت سیاسی تبدیل میکنند، حکمرانی آنها به سمت حکمرانی نمایشی حرکت کند. ویژگیهای حکمرانی نمایشی چیست؟ یکی از ویژگیهای حکمرانی نمایشی، مدیریت افکار عمومی است؛ همان تبلیغات میدانی که شما اشاره میکنید، اینکه هر روز روزنامهها تبلیغ میکنند و در شهر برای طرحی تبلیغات انجام میشود که هنوز شروع نشده و آغاز نشده است. در حالی که باید همه کمک کنیم این طرح موفق شود و به نتیجه برسد. این موضوع این شائبه را ایجاد میکند که این حکمرانی نمایشی است و اهداف آشکار و پنهانی دارد. یکی از اهدافی که من در اینجا مطرح کردم، این بود که اگر بخواهم به شورای آینده یک توصیه داشته باشم، این است که خواهش میکنم شهرداری را انتخاب کنید که نخواهد رئیسجمهور شود. اتفاقی که برای ما افتاد، ما شهرداری را انتخاب کردیم که این شهردار احساس میکرد میتواند برود و رئیسجمهور شود و در انتخابات شرکت کرد. شهرداری که میخواهد رئیسجمهور شود، بخشی از تصمیماتش متأثر از علاقهاش به رئیسجمهور شدن خواهد شد.